|
وبلاگ تخصصی متدولوژی شش سیگما Six Sigma
|
||
|
Continuous efforts to reduce variation in process outputs is key to business success |
QFD نخستين بار نزديك به سال هاي 1970 ميلادي در بخش صنايع سنگين كمپاني ميتسوبيشي به وجود آمد. در آن سال ها ميتسوبيشي به دليل وجود قوانين سفت و سخت حكومتي كه با صنايع نظامي عجين شده بود با يك سرمايه گذاري كلان متعهد به حركت به سمت و سوي تضمين كيفيت در كالاهاي توليدي خود در بخش نظامي شد. مهندسين ماتريسي را تهيه كردند كه ميان تمامي قوانين دولتي، نيازمندي هاي بحراني براي طراحي و همچنين خواسته هاي مشتريان ارتباطي را برقرار مي كرد.
QFD ابزار نيست بلكه يك فرايند برنامه ريزي است. اين فرايند مي تواند برنامه ساختار يافته اي براي استفاده موثر از ابزارهاي تكنيكي فراهم كند. به هنگام اوليت بندي اين مسائل، اين فرايند مي تواند در شرايط چالشي تيم به تعيين زمينه هاي مورد علاقه مشتري كمك كند.
چون QFD مبدا مشتري محور دارد،لذا اين فرايند مي تواند با حصول تمركز بر روي مشتري به سازمان كمك كند. تنها با اين شيوه از تمركز است كه سازمان مي تواند نيازهاي خود را در خصوص ارتقاي، رضايت مشتري تشخيص دهد.
1- QFD فرايند طرح ريزي است نه ابزار حل مسئله يا تحليل آن.
2- نيازها و خواسته هاي مشتري، ورودي هاي ماتريس هستند. فرايند، بدون ورودي نمي تواند شروع شود.
3- QFD ذاتا سازمان را مجبور به برقراري ارتباط مستقيم با مصرف كنندگان محصول مي كند.
4- جمع آوري اطلاعات در ساختار ماتريسي، فعاليت هاي ارزيابي، بررسي هاي دوجانبه متقابل و تحليل را تسهيل مي كند.
5- QFD در تنظيم اهداف رقابتي و تعيين مسائل داراي اولويت به سازمان كمك مي كند.
6- ماتريس QFD دو خروجي دارد. از خروجي اول، اهداف رقابتي براي فعاليت هاي كليدي وابسته به صداي مشتري استخراج مي شوند. از خروجي دوم، موارد داراي اولويت ويژه، براي قسمت هايي كه تاكيد خاصي بر آنها وجود دارد، انتخاب مي شوند.
پرسش 2: چطور بفهمم سازمان من شش سیگما را با موفقیت پیادهسازی کرده است؟
اگر سازمان شما شش سیگما را با موفقیت پیادهسازی کند، علایم چندی هستند که باید به دنبال آنها بگردید.
نخست آن که مدیریت سازمان شما به سمت حقیقتمحوری میل خواهد کرد. حضور در یک جلسه باعث حصول تصمیمی مبتنی بر دادهها خواهد شد؛ نه مبتنی بر نظر کسی که بلندترین صدا را دارد. بالاخره کسی در این قبیل جلسهها دادهها را طلب خواهد کرد. حال داده میخواهد به صورت نمودار پاراتو باشد یا به صورت هسیتوگرام یا به صورت ارزیابی که برای مشتری انجام شده است.
دوم اینکه شما با مفهوم فرایند بیشتر آشنا خواهید شد. فرایند مجموعهای از مراحل یا فعالیتهاست که ورودیها را میگیرد، به آن ارزشافزایی میکند و خروجیهایی برای مشتری ایجاد میکند. اگر چه همه مدعی مشتریمحور بودن هستند، اما آنهایی که به ارزیابی مدیریت و بهبود فرایندهای سازمانی خود توجه میکنند را واقعاً میتوان مشتری گرا نامید. بنابراین اگر سازمان شما شش سیگما را با موفقیت پیادهسازی کرده باشد، شما و دیگران با فرایند کاری سازمان بیشتر آشنا خواهید شد. علاوه بر این، از معیارهای کلیدی بهبود و کارآمدی فرایندها آگاه میشوید.
سوم این که با پیادهسازی شش سیگما میتوانید انتظار داشته باشید که در گروهها، بهبود بیشتر را ببینید یا در آنها همکاری ايجاد کنید. وقتی سازمانی فرایندهای شش سیگما را آغاز میکند، اولین تیمی که آن را به کار ببرد، نوآور جلوه خواهد کرد. پس از چندی، از تمام کارکنان سازمان انتظار بهبود خواهد رفت. بنابراین مفهوم تیم بهبود و شرکت دورهای شما در آن تبدیل به یک استانداردی فراتر از نوآوری خواهد شد.
چهارم آن که، تمرکز انرژی در یک سازمان شش سیگمايي تغيیر خواهد کرد. شناخت از آتشنشانها به سمت آتشافروزان گذر خواهد کرد. معنی این جمله این است که سازمان شما از یک حالت انفعالی به حالتی فعال گذر خواهد کرد.

آدرس ایمیل فعلی:
6th-sigma@googlegroups.com

سئوال اول:
آیا شش سیگما نظیر سایر موارد کیفیت مدار دیگری نیست که در گذشته آغاز شدند و تقریباً تمام آن ها به شکست انجامیدند؟
پاسخ:
این پرسش رایجترین پرسشی است که میشنویم. همچنان که پیشتر هم مطرح شد، شش سیگما از ابزارها و روشهایی مشابه با فعالیتهای کیفیتافزایی استفاده میکند اما تفاوتهای بسیاری بین شش سیگما و تلاشهای قبلی موجود است.
نخست آن که دیگر فرایندهای کیفیتی هرگز نظر مدیران ارشد را جلب نکردند. حال فرایندها هر چه بود، چه کنترل آماری فرایند، مدیریت کیفیت جامع، برنامهریزی و چه دیگر موارد، خیلی به ندرت مدیریت در آنها درگیر شده است.
آن چه به طور معمول رخ میداد این بود که تیم پروژه بلافاصله از افرادی که به بهبود علاقهمند بودند، شکل میگرفت.
این تیمها تلاش کردند از روشها و ابزارهای کیفیت استفاده کنند و آنها را به کار ببرند؛ اما تمام این قبیل فعالیتها بدون حمایت مدیریت بودهاند. بنابراین هم تلاشها و هم نتایج حاصل شده ناقص بودهاند.
شش سیگما متفاوت است زیرا مدیریت در آن حضور فعال دارد. جک ولش در جنرال الکتریک میگوید شش سیگما مهمترین راهکاری بوده است که در طی 20 سال خدمت خود در جنرال الکتریک به آن وارد کرده است. جفری ایمت، جانشین او، نیز در اولین گفتگوی خود با وال استریت ژورنال گسترش شش سیگما تا چهار برابر را یادآور شد. دو نفر از جانشینان بعدی ولش، جیمز مکنری و رابرت ناردلی، شش سیگما را در اولین ماه پس از ترک جنرال الکتریک به سازمانهای جدید خود بردند (شرکتهای 3M، HOME DEPOT)
چگونه شش سیگما حمایت چنین مدیران سطح بالایی را کسب کردهاست؟ زیرا مدیران مزبور از شش سیگما به صورت راهبردی و به عنوان ابزاری سطح بالا که آنها را قادر میکند به اهداف کسب و کار سازمان منبوعشان دست یایند مینگرند. با وجود حمایت، تشویق و تخصیص منابع از سوی مدیریت، شش سیگما بدل به راهی برای انجام کسب و کار در سازمانهایی شده است که از آن استقبال کردهاند. این مورد برای هیچ کدام دیگر از راهکارهاي کیفیتی دیگر صورت نگرفته است. چه تعدادی از دیگر ابزارهای کیفیتی مانند شش سیگما حمایت مدیریت را همراه خود داشتهاند.
با چنین حمایتی از سوی مدیریت، نتایج مثبت هم بلافاصله از پی خواهند ماند. در ماههای اخیر سازمان مشاورهای ما (شركت اكس و شركا) به مشتریان خود برای کسب چندین میلیون دلار صرفهجویی و نیز جلب رضایت مشتریان کمک کرده است. یکی از مشتریان که در مبحث خدمات بازرگانی فعال است توانست زمان توزیع کارت اعتباری خود را از 38 روز به کمتر از 3 روز کاهش دهد. مشتری دیگر که تأمینکنندهی خدمات بهداشت و سلامت است، توانستهاست شکایتهای نامنتظر را کاهش داده و روند پذیرش بیماران را تسهیل کند. اگر راهکاری موفقیتآمیز باشد، به کار برده خواهد شد. این نوع نتایج باعث جلب مشارکت فعال مدیریت خواهد شد. هرگاه مدیریت از روندی حمایت کند، روند به کار خواهد افتاد. تفاوت شش سیگما و سایر فعالیتهای کیفیت افزایی در همین نهفته است.
برگردان از كتاب six sigma for everyone
نوشته : George Eckes
در پست هاي بعدي به ارائه و بيان سئوالات ديگر در شش سيگما خواهيم پرداخت.
|
|
| اشتراك در انجمن شش سيگما |
| بازدید از این گروه |
|
|